مهیار کرمانی
دانشجو و علاقه مند به یادگیری و اشتراک گذاری

شباهت زندگی گونه های سگ با تکدی گر

تکدی گری چیست | تفاوت تکدی گر با واژه گدا | عوامل تاثیرگذار در مرگ گونه های مختلف سگ | عوامل تاثیر گذار در تداوم تکدی گری | شباهت زندگی گونه های سگ با تکدی گر و بررسی تحقیقات مختلف در این زمینه، از جمله عناوینی است که در این مقاله به اون ها می پردازیم.

دوره های شبکه، برنامه نویسی، مجازی سازی، امنیت، نفوذ و ... با برترین های ایران


شباهت زندگی گونه های سگ با تکدی گرها


عوامل تاثیرگذار در مرگ گونه های مختلف سگ

در مکان های عمومی، همیشه لحظاتی بوده که در خیابون ها حیوانات کوچیک و قشنگی رو دیدیم که هیچ سرپناهی نداشتند و از روی لطف، بهشون غذا دادیم و محبت کردیم. یکی از این حیوانات که به خاطر هوش و بازیگوشی اون همیشه مورد توجه هست، سگ ها هستند. جالبه که بدونید سالانه چندین تن جسد همین سگ ها از سراسر کشور جمع آوری و سوزانده می شوند.


سوزاندن اجساد سگ در کوره


دبیرستان که بودم، تحقیقی با عنوان "عوامل تاثیرگذار در مرگ گونه های مختلف سگ" داشتیم که من چندین ماه روی این پروژه زمان گذاشتم و به صورت کامل و در منابع و کشورهای مختلف، به تحقیق پرداختم. نتیجه گیری که برای ارائه بهش رسیدیم، این بود که ۲۰ درصد مرگ و میر از سگ های خیابونی و بی سر پناه، مربوط به بیماری های مختلف، عدم تغذیه مناسب و شرایط آب و هوایی بوده. اما نکته قابل توجه اینه که ۸۰ درصد از مرگ های سالانه این گونه ها، به خاطر آدم ها هست. بله ۸۰ درصد از مرگ و میر سالانه سگ های بی سرپرست به خاطر ما هست. اما قضیه چیه؟

حتی زشت ترین سگ ها هم برای انسان ها جذاب هستند. اون ها دارای هوش، درک و معرفت خوبی هستند و هر کدوم از ما که سگ ها را در خیابان و یا مکان های عمومی می بینیم، به خاطر اینکه میدونیم اون ها سرپناه و صاحبی ندارند و یا از شرایط خوبی بر خوردار نیستند، از روی لطف و مهربونیمون بهشون غذا میدیم.
حیوانات بر خلاف انسان ها بر اساس غریزه خودشون عمل می کنند، یعنی پیروی احساسات و شرایط هستند و درک و یا قدرت تصمیم گیری برای تغییر شرایط رو ندارند. وقتی ما به سگ ها غذا میدیم، اون ها بر اساس غریزه تربیت میشند و یاد میگیرند که در اون مکان، همیشه آدم های مهربونی هستند که بهشون غذا بدند. بنابرین هیچ وقت طعم گرسنگی رو احساس نمی کنند و یا به خودشون زحمت شکار و دنبال کردن غذا رو نمیدند. چون بر اساس غریزه خودشون به مکان هایی میرند که انسان ها هستند، و انسان هم برای اون ها، مساوی غذا هست.

مثال بارز این موضوع سگ های خونگی هستند. اون ها عادت کردند تا همیشه از صاحبشون غذا بگیرند بنابرین حتی اگه از گرسنگی در حال مرگ هم باشند، به دنبال غذا نمیرند و یا شکار نمی کنند بلکه فقط با پارس کردن اعتراض می کنند.

این موضوع ادامه داره و سگ ها هم به تنبلی عادت می کنند و به خودشون زحمت هیچ کاری رو نمیدند. در یکی از روزهای هفته، ماه و یا سال، هیچ انسانی به اون ها غذا نمیده و سگ ها هر چقدر به مکان های مختلف و یا پیش انسان های دیگه میرند، غذای کافی دریافت نمی کنند، بنابرین بعد از یک مدت از گرسنگی تلف و خوراک موجودات دیگه ای می شند.

غذای اون ها در تمام عمرشون از انسان های رهگذر تامین میشه و هیچ وقت زحمت به دست آوردن و یا تلاش برای پیدا کردن غذا رو یاد نگرفتند، به همین خاطر به این روند عادت کرده بودند و در یک فاصله زمانی که چیزی برای خوردن پیدا نمی کنند، از بین میرند. این مثال مرگ و میر ۸۰ درصد از سگ های خیابانی و بی سرپناه بود که نشون میده ما انسان ها با غذا دادن به اون ها، مسیر یادگیری و تلاش برای شکار را از اون ها میگیریم و به غذای انسان های رهگذر عادتشون دادیم.

موضوع پروژه من خیلی گسترده تر از این مباحث بود و زمینه های علمی و جامع تری رو درباره این مسائل بیان می کنه، اما این مطالب خلاصه ای بود از این که چطور رفتار انسان های به ظاهر مهربون، بر روند رشد و تکامل سگ ها تاثیر گذاشته است.


غذا دادن به سگ ها باعث رشد روند مرگ و میر آنها می شود - غذا دادن به سگ ها


عوامل تاثیر گذار در تداوم تکدی گری

چندین سال گذشت و من دانشگاه رفتم، یادمه یک روز که در مشهد می گشتم از چندین تا چهار راه و پارک عبور کردم. بعد از یک ساعت پیاده روی، واقعا تعجب کرده بودم، چرا که تعداد بچه های کار، گدا ها و به صورت کلی متکدی گرها، از تعداد عابرین پیاده ای که دیدم بیشتر بود. با خودم گفتم مگه اینهمه شغل، مراکز خیریه، سرپرست بچه های کار و موسسه های مالی و غیره وجود نداره؟ پس دقیقا موضوع چیه؟ چرا فقط توی این مسیر کوچیکی که من رفتم، انقدر اوضاع و شرایط مردم بد بود؟
تصمیم گرفتم یک تحقیق کلی درباره این موضوع داشته باشم که ایراد کار دقیقا کجاست و دلیل این جمعیت چی بود!
کار خودم رو با مراکز دولتی و امداد ها شروع کردم. سازمان هایی که ادعا داشتند در این زمینه پیش قدم هستند و همیشه برای حمایت این افراد، تمام تلاش خودشون رو انجام میدند. با تماس های تلفنی، تحقیقات اینترنتی و بازدید های حضوری، متوجه شدم که واقعا این مراکز کار خودشون رو درست انجام میدند و زمینه های خوراک، پوشاک، مسکن، تحصیل، شغل و خانواده رو برای این افراد فراهم می کنند.


حمایت مراکز خدمات اجتماعی از تکدی گرها و کودکان کار


اما پس چرا من اون روز با اون صحنه مواجه شدم؟ در ابتدا فکر کردم بازار دست فروشان و یا اتحادیه بازاریابان هست ولی بعد متوجه شدم که تمامی این افراد، از قشر تکدی گرهای جامعه بودند. پس تصمیم گرفتم تا با افراد همسن و یا کم سن این حرفه صحبت کنم. بعد از چندین ماه تحقیق و فعالیت در این زمینه، یاد پروژه ای افتادم که چندین سال پیش روش کار کردم. به سراغ تمامی مطالب و دست نوشته های خودم رفتم و اون ها را پیدا کردم.

پروژه "عوامل تاثیر گذار در مرگ گونه های مختلف سگ" رو با موضوعی که در حال حاضر روش کار می کردم، "عوامل تاثیر گذار در تداوم تکدی گری" مقایسه کردم. دقیقا یادمه آخر شب بود، قهوه ای که خورده بودم فشارم رو پایین آورده بود و انقدر خسته بودم که حتی دست نوشته های خودم رو به درستی نمی تونستم بخونم. خیلی تعجب کرده بودم، که این تحقیق چقدر به پروژه ای که سال ها پیش داشتم شبیه هست.

روز بعد با کنار هم قرار دادن اون دو پروژه، ده ها خط رو از دو تا تحقیق با ماژیک هایلایت کردم، که دقیقا مشابه هم بودند. و من متوجه شدم که فقط ۲۰ درصد از شرایطی مثل محیط، خانواده، کسب و کار و غیره باعث ادامه فعالیت تکدی گری توسط یک شخص میشه و ۸۰ درصد اون به خاطر انسان هایی هست که از روی لطف و مهربونی، به این افراد کمک می کنند.

جالب شد؟ جالب تر از اون اینه که من وقتی این موضوع رو با بقیه افراد به اشتراک گذاشتم، بهم گفتند: بابا اینکه چیزی نیست، خوب معلومه ۸۰ درصدش به خاطر کمک های مایه، اینها در روز میلیون ها تومن درامد دارند ازین کار، برای چی باید ترکش کنند؟ تو اینهمه وقت گذاشتی و برگه سیاه کردی که این هارو بفهمی؟ میومدی از خودم می پرسیدی بهت میگفتم داستان چیه، و خیلی از این موارد دیگه.
ولی من هنوز دنبال یک جواب قانع کننده تر بودم. جلوتر که رفتم و هر چقدر این دو تا موضوع رو با هم مقایسه می کردم، به جواب های مشابه بیشتری میرسیدم. افراد به تکدی گری و یا گدایی از مردم، عادت کرده بودند. اون ها می دونستند که همیشه مردمی وجود دارند که از روی مهربونی، حمایتشون کنند. اون ها همیشه در مکان های عمومی، خیابان ها و در نزدیکی انسان های دیگه بودند. اما انسان های دیگه با کمک کردن به اون ها، با پول دادن به اون ها، این شرایط رو براشون به عادت تبدیل کرده بودند و زحمت کار، تلاش، کسب تخصص و بدست آوردن پول رو از اون ها گرفته بودند.


حمایت های مالی به گدایان باعث افزایش روند جمعیت آنها می شود


این افراد عادت کرده بودند که همیشه وابسته به انسان های دیگه باشند و در زمان هایی که حمایت مالی و یا پول مناسبی از انسان ها بدست نمیارند، حاضر به کار کردن و یا تلاش و زحمت برای بدست آوردن پول نیستند و فقط با خواهش و گریه (پارس کردن) به دنبال دریافت حمایت هستند. اون ها به این شرایط عادت کردند.
از مهمترین شباهت زندگی گونه های سگ با تکدی گر می تونم به موارد زیر اشاره کنم:

  1. عادت کردن به حمایت رهگذرها
  2. در صورت عدم دریافت حمایت، به جای تلاش برای کسب غذا و پول، محل استقرار خودشون رو برای دریافت حمایت از رهگذرهای دیگه تغییر میدند
  3. همیشه به رهگذرها و حمایت اون ها متکی هستند و هیچوقت به دنبال کسب درامد و متکی شدن به تلاش خودشون نمیرند


اما مهم ترین نکته ای که وجود داره. ما انسان هستیم. همه ما انسان هستیم، تکدی گرها و یا گدایان هم انسان هستند. مهم ترین ویژگی و خصلت انسان چیه؟ حیوانات بر اساس غریزه خودشون تصمیم و عمل می کردند و از آگاهی، درک و شعور بر خوردار نیستند، بنابرین نمی تونند به درستی برای محیط و تغییر شرایط فعلی خودشون تصمیم بگیرند. انسان ها هم بر اساس عادات خودشون عمل می کنند ولی دارای عقل، شعور و درک هستند، پس می تونند هر زمان که بخوان، شرایط فعلی زندگی خودشون رو تغییر بدند.


هدف این مقاله

شباهت زندگی گونه های سگ با تکدی گر: شاید شما هم در اوایل این مطالب با دیدن عناوین، برخورد سخت منتقدانه گرفته باشید. با توجه به اینکه کلمه سگ، به خودی خود در فرهنگ لغت ما معانی فحش و توهین داره، بنده قصد هیچ توهین، بی احترامی و یا اهانت به قشر تکدی گر رو نداشتم و صرفا قصد من این بود که این مطالب و نتایج آزمایش های خودم رو با شما در میون بزارم. پس اگه از مطالب و یا عناوین تندی و یا بی احترامی برداشت کردید، من از همینجا ازتون عذر خواهی می کنم و قصد من بیان نتایج این دو آزمایش بود.
من در این مطالب قصد نقد کردن هم نداشتم، اینکه انگشت اتهام رو به سمت شخص یا اشخاصی بگیرم، چون معتقدم نقد کردن کاری رو درست نمی کنه و فقط زمان رو از چیزی که میخوایم بشه میگیریم، و روی چیزی که نمیخوایم باشه میزاریم. در ادامه مباحثی رو بیان می کنم که امیدوارم بعد از خوندن این مطالب، به اون ها عمل کنید و دنیا رو جای بهتری برای زندگی کردن دیگران بکنید.


معرفی راه کارهای مختلف در هنگام مواجهه با قشر تکدی گر

تا اینجا به بررسی تحقیق "شباهت زندگی گونه های سگ با تکدی گر" پرداختیم و شباهت هایی رو با همدیگه کشف کردیم. اما مهم ترین نکته این هست که انسان ها دارای عقل و شعور هستند و بر خلاف حیوانات می تونند شرایط خودشون رو تغییر بدند. در این بخش به معرفی ایده ها و راه کارهایی می پردازیم که در مواجهه با تکدی گرها و یا گدایان می تونیم انجام بدیم تا تاثیر بزرگ تری در زندگی اون ها داشته باشیم.


یک نکته رو هم قبل از شروع این مباحث بیان کنم. تکدی گر و یا گدا، به معنی شخصی هست که هیچ خدمت و یا خدماتی رو عرضه نمی کنه و به خاطر شرایط فیزیکی و جسمی خودش، توقع کمک های مالی در قبال ارائه هیچ خدمتی رو داره.

گل فروشان، دست فروش های کنار خیابان، بادکنک فروشان، فال فروش ها و تمامی این افراد، جزوه تکدی گرها به حساب نمیاند و مطابق با قوانین هم، این افراد صرفا به خاطر سد معبر مورد جریمه و نقض قانون قرار میگیرند و جزو قشر تکدی گر نیستند، چون این افراد خدماتی رو ارائه می کنند که در قبال اون ها، مبلغی رو دریافت می کنند.
افراد تکدی گر به اشخاصی گفته میشه که با تعریف شرایط بد زندگی و موقعیتی خودشون، طلب کمک های مالی از افراد رهگذر رو دارند و هیچ خدمت و یا خدماتی رو در قبال اون کمک ها، ارائه نمی کنند.
موضوع مباحث ما هم، در رابطه با این افراد هست. همچنین افرادی که خدماتی رو به اجبار به شما ارائه می کنند که مورد نیاز شما نیست، و در قبال اون طلب کمک های مالی دارند، جزو قشر تکدی گر هستند، مثل اسپند دودکن ها و یا شیشه شورهای ماشین در محیط های عمومی.


به جای نادیده گرفتن و یا کمک های مالی، تلنگر بزنید

این بحث رو در تیتر اول قرار دادم، چون یکی از موضوعات مهم این مطالب هست. مردم همیشه از روی ترحم و یا لطف، به دنبال پول خورد هایی میگردند که ته جیبشون کپک زده و یا انقدر مچاله و پاره شده، که تشخیص اون از بین پول واقعی و کاغذ پاره، خیلی سخته. بنابرین به جای این کارها، ما می تونیم یک تلنگر کوچیک و یا یک جمله مناسب در استایل اون شخص، بهش بگیم.
با مطالعه تاریخ زندگی افراد موفق و ثروتمند، همیشه به نکته هایی می رسیم که این افراد سخت ترین و نا امیدانه ترین شرایط زندگی خودشون رو سپری می کردند، که یک تلنگر، یک جمله، و یک طعنه از سمت یک رهگذر، زندگی این افراد رو متحول کرده و تصمیم گرفتند که فکری به حال زندگیشون بکنند.

شما می تونید در مواجهه با افراد تکدی گر، جملاتی مثل "شغل واقعیت همینه"، "تا کی میخوای این کارو ادامه بدی"، "به خاطر کسایی که دوسشون داری، چرا فکری به حال زندگیت نمی کنی"، "برای رسیدن به چیزهایی که قبلا میخواستی، حاضر نیستی کار بزرگ تری انجام بدی" و این جملات گاهی می تونه این افراد رو هفته ها و ماه ها به فکر فرو ببره و دنیای اون هارو عوض کنه، همینطور که زندگی هزاران نفر رو در سراسر تاریخ عوض کرده.

یکی از مثال های قابل درک و قابل لمسی هم که می تونم بهش اشاره کنم، یکی از بستگان هست. روزی که این شخص همراه با خانوم و سه تا بچه خودش با موتور مشغول رفت و آمد بود، پشت چراغ قرمز مقابل یک ماشین مدل بالا توقف می کنند (موتورها اجازه عبور از چراغ رو دارند، ایشون به خاطر شلوغی چهار راه توقف کرده بود). ثانیه های پایانی به سبز شدن چراغ، صاحب ماشین از پنجره شیشه به اون شخص گفت: روی موتور جای سیب زمینی پیاز هست، نه زن و بچه!

این شخص هفته ها به این جمله فکر کرد و بعد از ۱۰ سال، زندگی خودش رو جوری تغییر داد که به هیچ وجه زندگی گذشته اون رو کسی باور نمی کنه.


این مبحث گفته شده رو کم اهمیت در نظر نگیرید. من بارها شده با اینکه توان کمک های مالی به این اشخاص رو داشتم، ولی فقط با یک لبخند و صدای زیر لب، جمله های مشابه رو بهشون گفتم و رفتم. خیلی هاشون بهم خندیدن، خیلی هاشون اصلا متوجه نشدند منظورم چی بود. ولی فقط خدا میدونه که حتی اگه زندگی ۱ نفر هم با این جمله تغییر کنه، فقط خدا میدونه که اگه فقط ۱ نفر با این جملات توی فکر فرو بره، چقدر دنیا برای اون شخص تغییر میکنه و این کار، بی نهایت بار بهتر از کمک های ترحم آمیز هست.


به جای نادیده گرفتن و یا کمک های مالی، شغل پیشنهاد بدید

یادمه چند سال پیش به یکی از محله های تهران برای دید و بازدید از اقوام رفته بودم. مراسمی در یک مکان عمومی برگذار شده بود و صد ها نفر هم ایستاده به سخنرانی چند نفر گوش میدادند. دقیق تر که شدم، فهمیدم چندتا چهار راه یا میدون در یکی از محله های تهران بوده که همیشه پاتوق و یا محل تجمع و کار تکدی گران بود. یکی از سخنران ها، همیشه از اون مسیر عبور می کرده و در راه، به چندتا از این افراد پیشنهاد کار در کارگاه شخصی خودش رو داده. بعد از چندین سال، از ایشون به عنوان کار آفرین برتر در این زمینه یاد شده که از این اشخاص میشه به علیرضا نبی اشاره کرد.
من تقریبا تمامی محله های مشهد رو می شناسم و هر زمان که با افراد تکدی گر برخورد می کنم، به اون ها آدرس شرکت، مغازه و یا کارگاه هایی رو معرفی می کنم که در اونجا می تونند از شغل خوبی برخوردار باشند. شما می تونید با کار آفرینی، پیشنهاد کار و تشویق اون ها به کار کردن در حرفه های مختلف، تاثیر بزرگی در زندگی اون ها داشته باشید.


همچنین از کارهای مختلف دیگه ای هم که می تونید انجام بدید، صحبت کردن با اون ها و راهنمایی در جهت انجام دادن کارهایی که دوست دارن انجام بدن، هست و مهم ترین برخوردی که باعث میشه بزرگ ترین تاثیر رو در زندگی اون ها داشته باشه، همین دو موردی بود که باهم صحبت کردیم.


جمع بندی

در این مطالب به دو پروژه  "عوامل تاثیرگذار در مرگ گونه های مختلف سگ" و  "عوامل تاثیر گذار در تداوم تکدی گری" پرداختیم و با بررسی اون ها، به شباهت زندگی گونه های سگ و تکدی گر پی بردیم. همچنین تفاوت و شباهت های این دو پروژه رو با هم بررسی کردیم و نکات کلیدی رو برای برخورد با این افراد توضیح دادیم. از این لحظه به بعد شما می تونید به جای نقد کردن، نادیده گرفتن و یا دادن پول خورد هاتون به افراد تکدی گر، از راه کارهای مواجهه با اون ها در این مطالب استفاده کنید و حتی اگه باعث بشید تا ۱ نفر هم کمی به فکر فرو بره و یا اشتغال زدایی بشه، مسیر جدیدی برای اون شخص باز شده و کار شما از هزاران کمک های مالی رهگذرهای دیگه، بیشتر به جهان کمک می کنه و باعث رشد اون ها میشه.



مهیار کرمانی
مهیار کرمانی

دانشجو و علاقه مند به یادگیری و اشتراک گذاری

مهیار عاشق زندگی کردنه ❤ اون خودشو رشد میده و کمک میکنه که دنیا جای بهتری برای زندگی کردن باشه 😍 مهیار عاشق تاریخچه همه چیزه و دوست داره چیزهای زیادی بدونه 😎 اون دوست داره که بنویسه و هرچیزی که یاد داره رو به بقیه هم یاد بده‌ 😋 عاشق طبیعت و گردشه 🌳🍃 اون حیوون هارو دوست داره و بهشون احترام میزاره 🐕 مهیار یک شعار توی زندگیش داره که میگه: برای پیشرفت، باید پیش رفت 💪

06 خرداد 1401 این مطلب را ارسال کرده

نظرات